تبلیغات
سرزمین موسیقی - بیوگرافی فریدون فروغی
 
سرزمین موسیقی
صفحه نخست               تماس با مدیر          پست الکترونیک             RSS               ATOM
درباره وبلاگ


تو این وبلاگ هر جیزی که مربوط به موسیقی ایران و جهان باشه قرار داده میشه.
معرفی سازهای ایرانی،ساز های خارجی، شخصیت های موسیقی ایران و جهان، قرار دادن نت آهنگ های معروف و ...
امیدوارم لذت ببرید.

مدیر وبلاگ : ثمین زمانی
نظرسنجی
شما کدام یک از سازهای زیر را می پسندید؟











(فریدون فروغی) خواننده, نوازنده گیتار, پیانو, ارگ, آهنگساز و شاعر نوپرداز و یکی از بزرگان عرصه موسیقی در 9 بهمن
1329 خورشیدی در تهران چشم به جهان گشود.
پدرش (فتح الله) کارمند اداره دخانیات بود که در تنهایی و خلوت خود شعر می سرود و تار می نواخت.او از مالکان بزرگ
روستای (نراق) بود که از اجدادش به وی ارث رسیده بود.
مادرش (فخریه) زنی مهربان و خونگرم و خانه دار بود.فریدون,چهارمین و آخرین و تنها پسر خانواده,بعد از سه خواهر بزرگش (پروانه),(عفت) و (فروغ) بود که هر سه در قید حیات هستند.
فریدون در سن 16 سالگی با جمع کردن گروهی نوازنده در محافل و کاباره های مختلف به مدت 2 سال اجرای ترانه های بلوز غربی می پرداخت تا اینکه بر سر مسائل عاشقی به شیراز می رود و در کاباره (کازا) به کار خود ادامه
می دهد.

در سال 1350 (خسرو هریتاش) کارگردان فیلم (آدمک) پس از ساختن فیلمش دنبال خواننده ای تازه نفس می گردد
تا اینکه فریدون توسط دوستش (جیمی) به او معرفی می شود و هریتاش پس از شنیدن صدای فریدون پس از خواندن
قطعه ای از ترانه می گوید: این همان صدای تازه ای است که به دنبالش می گردد و پس از اجرای دو ترانه به نام
(آدمک)و(پروانه ی من) منجر به آغاز دومین دوره ی فعالیت هنری اش در سال 1350 در سن 21 سالگی می گردد.
فریدون بعد از 5 سال آثار (ری چالز) را کنار می گذارد و به برنامه تلوزیونی (شش و هشت) به کارگردانی (فرشید رمزی)راه پیدا می کند و باعث خلق آثار ماندگاری چون (زندون دل )و(غم تنهایی) که باعث معروفیتش می گردد
و در همین سال با (گلی فتوره چی)ازدواج می کند ازدواجی که پس از یک سال و نیم منجر به جدایی می گردد.
در سال 52 فروغی برای فیلم (تنگتا) به کارگردانی (امیر نادری ) ترانه ای با همین عنوان اجرا می کند.
در سال 53 فروغی تمامی آثار خود را در قالب یک کاست به نام (نیاز) به بازار روانه می کند.
در سال 54 فروغی دومین کاست خود را به نام (یاران) به دوستدارانش عرضه می کند.
همچنین با اجرای ترانه ی (سال قحطی) از طرف رژیم شاه به مدت 2 سال ممنوع الصدا می شود.
فریدون پس از 2 سال ممنوعیت کاری سومین کاست خود را به نام(سال قحطی) منتشر می کند.
تنوع موضوعی در آثارش و وجود نخی نامرئی که همه ی آثار فروغی را به هم مرتبط می ساخت باعث می شود
به او لقب(خواننده ی ملی) داده شود در همین سال پدرش فتح الله در سفری به شمال دچار بیماری ذات الریه
شده و پس از بازگشت به نهران در بهمن 86 دار فانی را وداع می گوید فروغی از این حادثه سخت متاثر می شود.
در سال 57 در بحبوحه ی انقلاب فروغی اعتراض خود را نسبت به قتل و غارت در کاستی به نام بت شکن منتشر می کند به همراه یک گفت و گوی رادیویی از فروغی درباره موسیقی و وضعیت کشور را بیان می کند.
در همین سال ترانه ی (روسپی ) را اجرا می کند که هرگز اجازه ی انتشار به آن داده نمی شود.
بعد از انقلاب فروغی بر خلاف بسیاری از خوانندگان مطرح آن زمان از ایران نمی رود ودر سال 58 پنجمین کاست
خود را به نام (فریدون فروغی با آغازی نو ) را روانه بازار کرد.
فروغی در سال 60 بعضی از ترانه هایش را به همراه چند نرانه از (کوروش یغمایی) در ششمین کاست خود به نام (سل) در حالی عرضه می کند که 2 سال از ممنوعیت کاری 20 ساله ایشان گذشته است .
در سال های 60و61 آهنگ 4 قسمتی (چرا نه؟) را می سازد اما رفته رفته از موسیقی فاصله می گیرد و به انزوا
کشیده می شود و همه ی تلاش های او برای گرفتن مجوز ناکام می ماند.

فروغی با این شرایط به زندگی اش ادامه می دهد در اسفند 1372 با خانم (سوسن معادلیان) آشنا می شود و در
سال 1373 با او ازدواج می کند تا کمی از فشار های روحی و روانی او کم شود.
در سال 77 جواهر فروشان ایرانی در کیش در جشنواره سنگ های قیمتی غرفه ای باز می کنند و فروغی را هم دعوت می کنند و پس از حل شدن مشکل مجوز بعد از 20سال گوشه نشینی توانست بازگردد و پس از 4 روز به
تهران بازگشت و با وجود پیشنهاد هایی که به او می شد که به خارج از کشور برود هرگز از ایران نرفت.

و سرانجام فریدون فروغی در سحرگاه 13 مهر 1380 در خانه اش واقع در تهرانپارس در انزوا و تنهایی این جهان را
برای کسانی می گذارد که او را از نفس کشیدن بازداشتند.51 سال هیچ وقت نمی توانست عمر زیادی باشد
اما برای کسی که سال ها آواز های نخوانده اش را در دلش انبار کرده بود , تحمل لحظات خالی از ترانه سخت و کشنده بود . او با مرگ خود آخرین ترانه اش را خواند و رفت.

در بعد از ظهر روز جمعه فریدون فروغی را در روستای (قرقرک) در یازده کیلومتری بوئین زهرا به خاک می سپارند.

واین جملات بر روی سنگ قبرش حک شده:

چون آدمک زنجیر بر دست و پایم
از پنجه ی تقدیر من کی رهایم





نوع مطلب : گیتار، شخصیت های موسیقی، 
برچسب ها : شخصیت های موسیقی، فریدون فروغی،
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :